دوباره اون درد کشنده لعنتی اومده سراغم
امانمو بریده
بقول دکتر تنها چاره اش تحمله
اینم از درد بی دوای من
دواش تحمله...
نه میدونم کی بسراغم میاد نه میدونم کی دست از سرم
ورمیداره
الانم دارم با احساس همین درد مینویسم...
امروز روز سوم ریلیز آهنگم بود
از هیچ چی خبر ندارم
استقبال انگار بینظیر بوده
اهنگ در سطح بسیار وسیعی توی نت پخش شده
تقریبا تو همه سایتهای موسیقی ایرانی
البته نه اورجینالش در دو روز اول
تا اینکه دیروز کمپانی اونگ نسخه اورجینالشو
بعنوان سینگل گذاشت رو سایتش
که امروز دیدم همه دوباره اورجینالشو گذاشتن
و بالاش نوشتن:این اهنگ قبلا با کیفیت پایین پخش شده
حالا نسخه اصلی رو دانلود کنید
جالبه!!
وقتی اسممو تو گوگل سرچ میکنم
چندین صفحه میاد از بالا تا پایین با این عبارت:
(نادیا سایا-خبر داغ)..
اره خبر داغ نادیا سایا..
شاید کسی ندونه برای خود نادیا سایا
این کلمه چقدر معنی میده..
توی یوتوب هم تو قسمت خود کمپانی تو این سه روز حدود
هزار بیننده
وتو سایت اریا حدود هزارو پونصد بیننده داشته
کامنتها هم همه مثبت بودن
اما من هنوز هیچی نمیتونم بگم
هنوز زوده...خیلی زوده..
دیشب موقع خواب داشتم به این فکر میکردم:
حالا هر کس منو تو این ویدیو ببینه فکر میکنه
من الان خیلی خوشم
لااقل تنها نیستم
یا دارم یه جا خوش میگذرونم
یا اینکه پیش کسیکه دوسش دارمم..
یهو دلم گرفت..
این خواننده جدید ساعت یازده شب رفته تو رختخواب
وتک و تنها مثل هر شب
بالشتشو بغل کرده و خوابیده..
اصلا کسی باورش میشه من تنهام؟؟؟
اصلا کسی باورش میشه
نیلوفر چقد تنهاست؟
همون دختر خشگلی که تو ویدیوش انقد شیطونه و
دوست پسرشو با شوق بغل میکنه
تو زندگیه خصوصیش
اینهمه تنهاست..؟؟
نه.. مسلما نه..
یادفیلم بادیگارد اسطوره صدا ویتنی هیوستون بزرگ افتادم
صحنه ای که شب بعد از کنسرت
باشکوهش بعد از پرفورمنس کردن جلوی
چندین هزار طرفدار
تک و تنها میره تو رختخوابشو
یه خرس عروسکی رو هم بغل میکنه و... میخوابه
اونموقع که این فیلم اومد
من خیلی کوچیک بودم
توی اروپا بودم با چن تا از دوستام
که بزرگتر از من
بودن رفتیم این فیلمو دیدیم
و تو اون عالم بچگی
من این صحنه دردناک و با همه وجودم
حس کردم
وروم خیلی تاثیر گذاشت
وهمیشه به اون تنهاییه تلخ
و عجیب!!
فکر کردم تا اینکه
چیزی شبیه اون حس سراغ خودمم اومد
البته فقط اون حس تنهاییش
نه حس بزرگیه کسی در جایگاه ویتنی هوستون بزرگ!!
بارها و بارها این حس تنهایی
مخصوصا توی رختخواب
بسراغم اومده بود
اما دیشب..
معنای دیگه ای داشت
چون شاید خیلیها فکرشم نمیکردن
همون تنهاییه عجیب ..
امروز فیس بوکمو راه انداختم
یه وبلاگ هم زدم به نام:
(وبلاگ رسمی نادیا سایا)
البته برای بعدها هنوز که انقدر معروف نیستم
که کسی وبلاگمو سرچ کنه
بیشتر منظورم نقد
ویدیوم و ترانه ام و نوع اَکتم توی ویدیو بود
خودمونقد و بررسی کردم
البته بیشتر خودموتوضیح دادم
تا شاید اگر کسی یه روزی
به اونجا سر زد
کمی با من و کارم آشنا شه..
هنوز درد دارم..
همیشه اینجور موقعها که درد لعنتی میاد سراغم
دلم میخاست یکی پیشم بود و خودمو
یه کم واسش لوس میکردم
اما...
همیشه تنهایی درد کشیدم
و هیچکس پیشم نبوده
که حتی وقتی نمیتونم راه برم
کمکم کنه
انقدر ساعتها بیحرکت میمونم
تا...
دردم تموم شه..
من همیشه عاشق هر کس بودم
ازم دور بوده
انگار عشق فقط بمن سه چیز میده:
انتظار..
تنهایی..
دوری..
مرسی عشق
آفرین عشق
نیلوفر خیلی تنهاتر ازونیه که
مردم ازین به بعد
فکرشو میکنن...
نظرات ()