برادرم..
کاش خوب میشدی
کاش مثل روزهای کودکی
همنشین لحظه های من تا دم غروب میشدی
کاش خوب میشدی..
شنیده ام که دست ناکسان
تمام پیکر ترا کبود کرده است
پیکری که مَرد بود
پیکری که یکتنه حریف یک نبرد بود
شنیده ام که ظلمشان
تمام بودن ترا نبود کرده است
بودنی که مثل راز بود
بودنی که تکیه گاه یک قبیله یه پر از نیاز بود
برادرم..
خواهری شکسته زیر تازیانه های غربتم
چه سود..
زخمهای تو فراتر از نوازش منست
چه سود..
پاره تنم اسیر دستهای دشمن است
آخرین سوال تو مرا بیاد هست:
(خواهرم ,من همیشه هیجده ساله بوده ام
ولی ترا خبر نبود..)
راست گفتی ای همیشه راستگو
تو همیشه هیجده ساله بوده ای
ولی چرا..؟؟
سوال کردی:
(خواهرم ,ترا توان زادن است؟)
و من جواب دادمت:
مرا توان زادن است
ولی دلیل نیست..
چقدر عجیب بود حرفهای آخرت
چرا دلم خبر نشد
چه آمده سرت؟
کاش مرده بود
بعد حرفهای تو
یگانه خواهرت..
کاش مرده بود
برادرم..
اولین معلمم
کاش بر سه تار خوش صدای خویش
دوباره پنجه میزدی
کاش مثل روزهای کودکی
بر سرم داد میزدی
چرا دوباره خواندنم بروی ریتم نیست؟
برادرم..
اولین معلمم
بدون تو چگونه گوشه و ردیفهای کهنه را
صدای تازه ام سفر کند؟
بدون تو چگونه این مسافر خمیده پشت
تحمل خطر کند؟
برادرم..
دلم پر از بهانه شنیدن
صدای ساز توست
کمی سه گاه
برای خواهرت
بزن
مرا نده به دست لشکر غمت
درین نبرد تن به تن
مادرت که مُرد
خواهرت که رفت..
پدر که در بهت سرنوشت تلخ خویش
محو شد
پر از سکوت شد
بدون حرف
بدون خنده
مات مات
و تو زمان مردیت
بروی زانوان نیمه ایستاده ات
رسید
برادرم..
چه زود
خواب روزهای شاد کودکی
ز چشمهای سبز رنگ تو پرید
برادرم..
اگر چه سالهای سال از کنار هم
دور بوده ایم
ولی همیشه در خیال
به یاد خاطرات هم
پر تحمل و صبور بوده ایم
دلم همیشه تنگ بوده
در تمام سالهای دوری ات
فقط صدا..
همیشه بوده بین ما
صدای من
صدای تو
پر از نیاز
پر از شکایت از فراق
پر از شکایت از زمانه ای که زد
بروی قلب عاشق من و تو داغ
برادرم..
رفیق خنده های از ته دلم
خوب شو
که من دوباره دلقکت شوم
برادرم..
رفیق پایه تمام جاده های سخت زندگیم
خوب شو
که من فدای پایکت شوم
برادرم..
دلیل دستهای برده رو به آسمان من
خوب شو
که من فدای دستکت شوم
.
.
.
نادیا سایا
.
.
.
nadia saya
نظرات ()