اگر ترا نداشته باشم
دیگر چه دارم..؟
تمام داشته هایم که برای من
دستهای نوازشگر تو
نمیشوند..
ترا مینویسم,باز کم است
ترا میخوانم,باز کم است
ترا سجده میکنم
ترا ستایش میکنم
میپرستم
باز هم کم است..
آخ..
تو چقدر عاشقی
ای مَرد..
آن چیست که با عشق تو برابر باشد؟
مگر تو چقدر بزرگی
که همه چیز در برابر تو کم است..؟
وقتی مومنانه باورم میکنی
حس میکنم
پاکم
زلالم
فرشته ام
احساس فرشته بودن را
چه کسی غیر از تو
به من داده است..؟
در دستهای تو احساس امنیت میکنم
وقتی دستانت را باز میکنی
میترسم از تو دور شوم
غیر ازتو به هیچکس اعتماد ندارم
تو نهایت آرامش را بمن داده ای
محبت هر کسی
در برابر
محبت تو کم است..
من همه چیزم را
همه چیزم را
بتو میدهم
اما..
همه چیز من هم خیلی کم است..
وقت های هم آغوشی
روح من از من جدا میشود
اما دوباره باز میگردد
تا دوباره جدا شود..
من فقط درآغوش تو اینگونه میمیرم و
زنده میشوم..
آخ..
ای مَرد
تو چقدر سخاوتمندی در
لذت بخشیدن..
وقتی غرق در تماشای منی
احساس میکنم
زیباترینم
و دلربایی ام ابدیست..
و وقتی که تو دیگر نگاهم نکنی
تمام زیبایی ام را
در جعبه ای کوچک میگذارم
تا وقتیکه تو دوباره
نگاهم کنی..
آرزویی را بیاد ندارم
که در دلم بوده و تو برآورده اش
نکرده باشی..
من چگونه به غیر از تو بیندیشم
وقتی هیچکس از تو بهتر نیست..؟
تو هدیه خداوندی
از اینروست که
بهترینی..
آخ..
ای مَرد
یک آن زمان می ایستد
همه جا ساکت میشود
و نور تمام چهره ات را روشن میکند
و تو میگویی:
دوستت دارم..
من این حرف را
فقط
فقط
فقط از دهان تو
باور دارم..
.
.
.
نادیا سایا
.
.
.
nadia saya
نظرات ()