نیلوفر...حالش خوب نیست

وبلاگ رسمی نادیا سایا

 
چه راست گفت..3
نویسنده : - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

خوردیمش!!!

تا ته!!

این تا ته خوردنم مکافاتیه!!

اخه روی دوم سکه درست وقتی خودشو نشون میده

که تا ته بطرو میخوری!

چون بلد نبودیم باید چقدر

بخوریم

هی ریختیم وهی رفتیم

بالا

بدون چِرس گفتن و سلامتی سه تَنو و

نابودیه تخم مرغو

سنگای ریز درشت رودخونه و

زندونیه بی ملاقاتیو

سرباز بیکسو

مادر رفیق وطنو

سلامتیه زغالو

خالکوبیایه تن نامردا و

ای بابا عین دوتا بره یه لال

در سکوتی مرگبار تا اون قطره چکونشم

سر کشیدیم!

نه میکی موسو زیر باربی زدیم

نه باربیو زیر میکی موس

نه یه قاشق ماس خیار دهن هم گذاشتیم

نه از ته پیک خودمون

ریختیم تو پیک رفیقمون

که بگیم خراااااااااااااااااابتیم

آره....

عرق خوریه اولین بار ماهم

عرق خوریه غریبانه ای بود رفقا

چون تو غربت خوردیم!

یهو دیدم رفیقم محو شد

پشت سرش درو دیوارو پرده و

همون چهارتا تیکه اثاث خنزر پنزر

دانشجویی ام محو شد

اصلا یهو انگار بقول مش قاسم

همه چی دووووووووود شدو رفت هوا

خودمم دوووووود شده بودمو

رفته بودم هواااااا

ولی خبر نداشتم!!

یهو دیدم زیرم یخ کرده

چشامو بزور باز کردم دیدم اِِِی انگار

تو اتاقم نیستم!

دیدم وااااای من چرا اینجام؟

تو راه پله ها ولو بودم!

حس کردم کمرمو پامم درد میکنه

بله یه ذره که دقت کردم

دیدم واسه خودم همینجوری از پله ها

قِل خوردمو اومدم پایین!!!

گلومم انگار مث چیزیکه زخم باشه

میسوخت و حساس شده بود

آخی این حسو تو حنجرم اولین بار

اونشب چشیدم

حسیکه دیگه ازون به بعد رفیق حنجرم شد

تا با همین سوزش بپزدش!!

این حس سوزشو فقط خاننده ها میفهمن

چیه...

جریان همون کوره هست که

گفتم میسوزونه و ذوب میکنه

تا....شکل بده

دیگه هیچی نفهمیدم

رو همون سنگای سرد

بیحال به خواب شیرینی رفتم

بدون اینکه خبر داشته باشم هنوز نرسیده

چه دسته گلایی آب دادم!!!

صبح چشامو باز کردم دیدم سر جامم

تو تخت گرم ونرمم...

سرم هنوز سنگین بود و

داشتم سعی میکردم

یه چیزایی یادم بیاد که دیدم خیلی سخته

بیخیال فکر کردن شدم

شایدم گذاشتمش واسه یه فرصت مناسب!!!!

نیگا کردم به تخت بغلیم دیدم

رفیقم که تا قبل عرق خوریمون

بهش میگفتم دوستم!

عین یه خرس قطبی که تازه یه ماه از خواب شیش ماهش

گذشته

چشاشو بسته و دهنو وااااااااز کرده و

داره میره واسه آخرای اجرای

سمفونیه مخ سوراخ کنه خرناسه

گوشامو تیییییز کرده بودم

ببینم دقیقن رو چه نُتایی داره خروپف

میکنه تا ازش فالشی بگیرم

که یهو دیدم

دارن مثل کساییکه خونه دزدو پیدا کرده باشن

در اتاقو

م ی ک و ب ن...

بقیه در پست بعدی