نیلوفر...حالش خوب نیست

وبلاگ رسمی نادیا سایا

 
خسته نیستم..
نویسنده : - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

نه..

خسته نیستم

نه از این عشق که هر روز و

هر ساعتم را پر کرده

نه از این دغدغه های بزرگ و کوچک

که گاهی از فرط درام بودن

به کمدی ختم میشوند..

کسیکه خود زندگی به او

درس می آموزد

روزی فرامیرسد

که او به زندگی درس خواهد داد..

من یاد گرفته ام

خسته نباشم

بخندم

حرفهای خوب بزنم

محبت دیگران را جبران کنم

وخودم را جای همه بگذارم

تا بفهمم این عمل از

کجای اندیشه

سرچشمه گرفته است

یاد گرفته ام

مصیبت هر چه که باشد

حتی مرگ عزیزی

پایان همه چیز نیست

بلکه آغاز به کمال رسیدن است

باید در آتش حوادث سوخت

تا سیمرغی شد

که سی پرنده شجاع

در وجودش پر میزنند

روزگار تا ذوب نکند

شکل نمیدهد

هیچ دیواری

مانع نیست

فقط رسیدن را سخت میکند

و وقت را عقب می اندازد

دو راه بیشتر وجود ندارد

یا باید ازان بالا رفت

هرچند دستهایمان زخم شوند

یا باید

انرا دور زد

اگر دیوار دیگری حایلش نباشد..

پس پاهای قوی لازم است

و دستهایی که زمخت تر از

زبری آجرهای دیوارند

من یاد گرفته ام

هر چه هستم

چه خوب چه بد

نتیجه دیوارهای بلندیست

که فاتحانه از آنها بالا رفته ام

پاهایم از زمین خوردنهای پشت سر هم

درد میکند

اما یاد گرفته ام

با لذت شکست دادن دیوار

درد پاهایم را

فراموش کنم

یاد گرفته ام

هر وقت زیاد سختی میکشم

دارم ساخته میشوم

هیچ آهنی زیر پتک های

آهنگر بیدرد نیست

باید در کوره ها

ذوب شد

ضربه پتک ها را

تحمل کرد

تا

آبدیده شد

یاد گرفته ام

تنها دو روز

فقط دوروز

از موفقیتهایم

لذت ببرم

نه بیشتر

جنگ بعدی همیشه در راه است

شکست از آن سربازانیست

که بعد از پیروزی

روزهای متوالی سرمست

باده گساری اند

یاد گرفته ام

هیچ ایستگاهی جای

همیشه توقف کردن نیست

باید سوار قطار بعدی شد

هیچ قطاری معطل دلبستگیهای من

در ایستگاه نخواهد شد

یاد گرفته ام

هیچ مشکلی بی راه حل نیست

فقط فکر کردن به آن کمی کلافه میکند

مانند ریاضی دانی که در حل

سخت ترین مساله

سرش را به دیوار میکوبد

چون میداند راه حلی هست

ولی باید پیدایش کرد

یاد گرفته ام

با تمام خستگی

بنویسم:

نه , خسته نیستم..

:

نادیا سایا