نیلوفر...حالش خوب نیست

وبلاگ رسمی نادیا سایا

 
آمار خوشحال کننده..
نویسنده : - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

طبق اماریکه توسط دوستان بسیار خوبم

بدستم رسیده

همه چیز خیلی به سرعت داره پیش میره

در عرض همین ده روز یک میلیون و پونصد و ده هزار بار

تا ساعت 5:17 pm

به وقت لوس انجلس

اسم وآهنگم در گوگل سرچ داشته

که این در این مدت کوتاه

باور نکردنیه...

اگر کسه دیگه یی جای من بود امار کسای دیگر رو با این

رقم مقایسه میکرد و مینوشت

اما من هیچوقت اینکارو نمیکنم

چون قصد من مسابقه دادن یا خود نمایی نیست

و هرگز نخواهد بود

من همیشه سعی میکنم

اندیشه ام رو ازین لایه های

پست غیر انسانی ذهن

بالاتر ببرم

نمیذارم روحم آلوده اینجور افکار زمینی بشه

از ایمیلها و نظرات خصوصی که برام میاد هم

متوجه میشم که چقدر مردم

کارمو دوست داشتن

چقدر خوبه که یه لحظه هایی تونستم

دلهایی رو شاد کنم

و سهمی تو لحظه های بخصوص مردم داشته باشم

فقط میتونم بگم خوشحالم

که مردم اون عشق واقعی رو حس کردن

عشقی که باهاش ترانه رو نوشتم

عشقی که باهاش تو استدیو این کارو خوندم

و عشقی که توی ویدیو

اونهمه خستگی رو از نگاهم محو کرد

و نذاشت کسی متوجه اش بشه

چقدر خوبه وقتی کسی میگه

دوست دارم موفق باشی کارت خوب بود و ...

تمام خستگیه این چند سال تلاش

داره کم کم از تنم در میره

کاش میشد انقدر صدام قدرت داشت تا داد بزنم

بگم: مردم عزیزم از همتون متشکرم

مرسی که منو دوست داشتین

مرسی که درکم کردین

مرسی که احساسمو فهمیدین

مرسی که قبولم کردین

من تلاشمو بیشتر میکنم

تا همیشه ازم راضی باشین...

تمام این حرفها و عکس العملها خوشحال و از همه مهمتر

امیدوارم میکنه

اما ته دلم میدونم که

من نیستم

خداست...

هر انسانی از بدو تولد از طرف خداوند

استعدادی رو هدیه میگیره

 وباهاش دنیا میاد

هر کسی در کار خودش مستعده

ولی اونکه (البته نه من)با استعدادش کمی مطرح تر میشه

فقط سعی کرده هدیه خداوند رو

در خودش پرورش بده

وقتی یاد زحماتی که در این راه از دوران

بچگی تا الان کشیدم

یاد پستیها و بلندیها

یاد زمین خوردنهای ناحق

یاد ...خیلی تلاشهای سخت در راه هدفم

که به مرور خواهم نوشت

به این نتیجه میرسم

که خداوند وجود داره

همین...

ولی یک وقتایی دیر میاد

یه وقتایی کم میاد

یه وقتایی کس دیگرو

جای خودش میفرسته

اما بالاخره ... میاد..

همه انسانها زیبایی رو درک میکنند

اما هنرمند (بازم البته نه من) کسیه که

انگار کاینات دستشو میگیره

و به یه جاهای ناشناخته روحانی میبردش

و رهاش میکنه...

هنرمند موفق کسیه که بتونه اون چیزهایی که در اون

سرزمین عجیب

با چشم دلش دیده رو

به شیوه ای نو و خوشایند برای همه

بیان کنه

یعنی سوغاتیهای خوبی براشون بیاره

من دوچیز رو از اول بنیان کار هنریم گذاشتم

گفتم به خاطر عشقم به این کاریکه

براش بدنیا اومدم

همه جور از وجود خودم مایه میذارم

بدون شکایت چون عاشق که

شکایت نمیکنه..

اما برای رسیدن به

هدفم

دوتا کار رو هرگز نخواهم کرد:

یکی شرافتم رو نخواهم فروخت

دیگری اینکه برای بالا رفتن

پاهامو روی کمر خم شده

کسی نخواهم گذاشت

من تار تار موهای سفید پیشکسوتهامو

که هنوز هیچ کدوم به گرد پاهای اونها

هم نمیرسیم

میبوسم

اونها یک عمر زندگی رو پای ادامه دادن موسیقی و هنر

ایران گذاشتند

آیا کسی میتونه با تمام این سالها

برابری کنه که بخواد در

حضورشون مدعی بشه؟

من به تمام جوونایی که تازه وارد این کار شدن احترام میذارم

و هر بااستعدادی

که واقعا برای این کار خلق شده رو

تحسین میکنم

از موفقیتهاشون شاد میشم

واز خدا میخام به هممون کمک کنه

تا سربلند بشیم

و نور خود شناسی و از همه مهمتر

انسانیت رو در دل همه ما

 روشن کنه

تا ما بتونیم بیشتر

از کارهای خوب همدیگه

لذت ببریم

هنر غذای روح ماست

نذاریم روح هامون

گرسنه بمونن

همه رو دوست دارم

حتی اوناییکه شاید منو

دوست نداشتن ولی نمیگن..

خدا وند دست هممون رو خواهد گرفت

اگر وجودمون لبریز از عشق بشه..